ماه چهارم "فرمانده ذهنت باش"


توضیحات

"فرمانده ذهنت باش" در یک نگاه:

من کیستم؟ من چیستم؟

این سوالی است که اگر بتوانی به آن درست پاسخ دهیم به هر آنچه که در رویا می پروانی دست پیدا می کنی. همه ی گرفتاری ها و مشکلات بشر از همین جا شروع شده است و ادامه دارد. بله درست است ما دقیقا نمی دانیم چه چیزی هستیم گاهی اوقات گمان می کنیم این تن هستیم گاهی اوقات به این نتیجه می رسیم که ما ذهن هستم و مشکل کار همین جاست که ما فکر می کنیم چندتا هستیم. مدام می گوییم با خودم فکر کردم که ... یا به خودم گفتم که ... . این جملات به این معناست که ما خودمان را نشناخته ایم و خودمان را ذهن می دانیم. و این سطح از خودشناسی موجبات مغلوب شدنمان در عرصه زندگی را فراهم می کند. این یعنی کنترل امور زندگی ما در دستان ذهن ماست اما دقیقا باید برعکس باشد. در ماه چهارم دوره به این موضوع می پردازیم که چگونه می توانیم فرمانده ی ذهنمان باشیم. و این آغاز مسیرِ رسیدن به همه ی خواسته و اهداف ماست.

مهمترین مرحله در قانون جذب چیست؟

هم ارتعاشی با خواسته در قانون جذب:

در این سال ها از من بارها و بارها پرسیده شده است که ما طبق قانون جذب عمل می کنیم اما چرا به خواسته ها و اهدافمان نمی رسیم؟ در واقع این افراد فقط قانون جذب را آموختند یعنی مراحل و تمرینات را حفظ کرده اند در صورتی که برای استفاده از این قانون باید آن را یاد بگیریم. از نظر من فرقِ  زیادی بین آموختن و یادگرفتن هست. زمانی که شما قانون جذب را یاد می گیرید در واقع به مرحله ای رسیده اید که می توانید از قانون جذب بهترین بهره را ببرید. شما زمانی این قانون را یاد می گیرید که شروع به انجام تمرینات به شیوه ی صحیح می کنید و این باعث می شود خودتان استاد خودتان شوید و متوجه شوید که ایراد کار کجاست. افرادی را می شناسم که سال ها با قانون جذب آشنا شده اند اما وقتی می گوییم برای رسیدن به خواسته باید با آن خواسته هم ارتعاش شوید دقیقا نمی دانند به چه معناست. به جرات می توانم بگویم افرادی که این قانون را شناخته اند و به نتیجه نرسیده اند ایراد کار در یک چیز است، آن هم این است که ذهن و مغزشان حساس نشده است. حساس به این که تمرینات را باید اصولی انجام دهنذ تا به این هم ارتعاشی برسند. برای اینکه بتوانیم این حساسیت را ایجاد کنیم باید سطح آگاهی مان را بالا ببریم و با تکنیک هایی این حساسیت را ایجاد کینم. این کار در طول دوره ی فرمانروی زندگی ات باش صورت گرفته و شما به راحتی با تمرینانی که در این مرحله یاد می گیرید می توانید به راحت ترین شکل ممکن به اهدافتان دست پیدا کنید.

تو به چیزی تبدیل می شوی که ...

ما دقیقا به آن چیزی تبدیل می شویم که مدام در مورد آن فکر می کنیم و در مورد آن حرف می زنیم. اگر کمی با خودتان صادق باشید متوجه می شوید که شما فرمانده ذهنتان نیستید بلکه ذهنتان بر شما تسلط پیدا کرده است. وقتی می گویم ذهن منظورم این است که مدام یا در گذشته به سر می بریم و یا در آینده و این همان عامل اصلی بیچارگی بشر امروزی در سطح جهانی است. شاید واژه ی بیچارگی مناسب نباشید اما حقیقت این است. بشری که خداوند همه چیز را برای او آفریده است نباید در این وضعیت باشد. بیچارگی فقط به معنای فقر مادی نیست همین که انسان آن قدرت عظیمی که خداوند در درونش نهاده است را نشناسد یعنی بیچاره است.  همه ی اتفاقات خوب زمانی رخ می دهد که موفق به مهار این ذهن شویم و رسالت من دقیقا این است اول  خودم هر روز در این زمینه پیشرفت کنم و تجاربم را در اختیار شما عزیزان قرار دهم.

چگونه از مقاومت های ذهن و جهان عبور کنیم؟

هر زمانی که می خواهی  تغییری در زندگی ات ایجاد کنی سه چیز مانع این تغییر می شود دوتای آن ها این است: اول مقاومت های ذهن یا مغز دوم مقاومت های جهان که در قالب پیشنهادهای اقوا کننده یا ایجاد موانعِ ریز و درشت بر سر راه شما ایجاد می شود و باعث می شود که شما در همان حالت موجود باقی بمانید. روشِ عبور از یکی از مقاومت های بزرگ برای فرماندهی ذهن که تمرینات بسیار قدرتمندِ عبارات تاکیدی و تجسم خلاق را  بی اثر می کند  را با تکنیکی عالی به شما آموزش می دهم. این تکنیک به شدت به کمک شما می آید تا به هم ارتعاشی با خواسته هایتان دست پیدا کنید.

زمانی که به جزئیات می چسبی در چنگال شیطان هستی؟

ذهن انسان جولانگاهِ  شیطان است و شیطان همواره در تلاش است تا شما به لغویات زندگی و دنیایی بچسبید و این یعنی افتادن در دام ذهن و یا همان شیطان. برای رسیدن به قله نباید به جزییات بچسبید. باید به کُل چسبید هر زمان به کلیات چسبیدی می توانی امید داشته باشی که تنها نیروی جهان به کمکت بیاید. اما اگر در چنگال ذهنت گرفتار باشی و اوامر و خواسته های او را انجام دهی نمی توانی با نیروی کل ارتباط برقرار کنی و این یعنی شکست در تمام مراحل زندگی چه در مورد پول، چه سلامتی، چه روابط  و چه معنویات.

فکر اجباری و فکر اختیاری چیست؟

دلم می خواهد باز تکرار کنم جامعه جهانی گرفتار این موضوع هستند که در دام ذهنشان گرفتار شده اند. به همین دلیل  است که هر چقدر بشر بیشتر پیشرفت می کند به جای اینکه بیشتر به آرامش برسد بیشتر و بیشتر آز گمشده ی بشیریت که ارامش است فاصله می گیرد. چون بشر در دنیای امروز فرمان بریده است نه فرمانروا و تنها راه رسیدن به آرامش این است که فرمانده ی ذهنت شوی و خوشحالم که قانون جذب این مهم را میسر می کند. همه چیز اماده است همه چیز دراختیار توست کائنات کارش را انجام داده است و تو را به این مسیر هدایت کرده است حالا تصمیم با توست که باز گرفتار ذهنت شوی یا به قلبت گوش دهی که می گوید من می توانم فرمانراوای زندگی ام شوم و در این دوره تو می اموزی که چگونه این کار را انجامی دهی. بهتر نیست به جای اینکه تا آخر عمر با ناخواسته هات در جنگ باشی، خواسته ها و آرزوهات رو به زندگیت وارد کنی؟

برچسب ها :

محصولات مشابه

Top